ما در این کلبه خوشیم.................................................. تو در آن اوج که هستی خوش باش. ما به یاد تو خوشیم! تو به یاد هرکه هستی خوش باش |
نظرات ()
| ه تو می اندیشم ای بهترینم |
بی تو ای دوست قایقی گم کرده راهم
بی تو ای دوست تک درختی بی پناهم
با تو ای دوست عا شقم عا شقترینم
ای پناهه اخرینم با تو خوشبخت زمینم
عا شقم عا شقترینم
ای پناهه آخرینم
با تو خوشبخت زمینم
بی تو ای دوست خانه تاریک هست و تنها
در فراقت خفته بر سینه سخن ها
در دو دستم جای دستای تو خالی
در نگاهم یاد چشمانه تو خالی
عا شقم عا شقترینم ای پناهه آخرینم با تو خوشبخت زمینم
عا شقم عا شقترینم ای پناهه آخرینم با تو خوشبخت زمینم

نظرات ()
| می دونی بهترینی؟ | تارخ : 23 September 2008 شماره : 2 |

مینویسم از تو.... از تو ای شاد ترین .... تازه ترین نغمه عشق...
تو که سر سبز ترین منظره ای .... تو که سرشار ترین عاطفه را....
نزد تو پیدا کردم .... وتو سنگ صبورم بودی ....
در تمام لحظاتی که خدا ....شاهد غصه و اندوهم بود....
به تو می اندیشم ....و به تو میبالم ....و از تو میگیرم....هرچه انگیزه درونم دارم....
من شباهنگام آن دم که تو را نزد خودم می بینم ...
بهترین آرامش....برترین خواهش و احساس نیاز....در دلم می جوشد....
روزها می گذرد.... عشق ما رو به خدایی شدن است....
رو به برتر شدن از هر حسی .... که در این عالم خاکی پیداست ....
دوستت میدارم .... از همین نقطه خاکی تا عرش ....
دوستت میدارم.....از زمین تا به خدا.....
نظرات ()
خدایا
چه لحظه های که تو زندگی گمت کردم اما تو همیشه کنارم بودی ...
چه دقیقه ها که حضورت را فراموش کردم اما تو فراموشم نکردی...
چه ساعت هایی که غرق در شادی و غرور، تو رو که پشت همه موفقیت هام قایم شده بودی از یاد بردم اما تو همیشه به یادم بودی ...
چه روزهایی که سرم تو لاکم کردم و توی غصه هایی که فکر میکردم تو برای تلافی کارهای بدم برام فرستادی دست و پا زدم ، اما تو همیشه کاری کردی که به صلاح منه ...
وقتی خسته از همه جا و همه کس ناامیدانه به تو پناه اوردم تو پناهم دادی...
وقتی از آدم های دور و برم دلم گرفت ... و دنیا غم هاش و بهم ارزونی کرد تو به قلبم آرمش دادی...
تو با حضورت به خنده هام هدف دادی ، به گریه هام دلیل دادی ، به زندگیم ، به نفس کشیدنم رنگ دادی...
وقتی قلبم تپید تو همه عظمت و بزرگیت رو تو قلب کوچک و خسته ام جا دادی...
وقتی دوستام درددلاشون و برام گفتن و من خالصانه رو به درگاهت براشون دعا کردم فهمیدم که غم و غصه های دیگرون بارش سنگین تر از از غصه های خودمه...
اون وقت تو وجودم شیرینیه به یاد دیگران بودن رو چشیدم ...
وقتی بهم بخشیدی و ازم گرفتی فهمیدم این معادله زندگیه نه غصه خوردن واسه نداشته هاش ... نه شاد بودن واسه داشته ها ... و وقتی به ازای نداشته ها بهم چیز های دیگه ای دادی اونوقت به بزرگی و مهربونیت بیشتر پی بردم ...
و فهمیدم بیشتر از اون چه که هستی باید مهربون باشی ...
خدا جونم خیلی دوست دارم خیلی زیاد و به خاطر همه چیز ممنون.....
نظرات () همیشه عشق واسه ادما یه سوال به وجود میاره که این عشق چیه که همه ازش میگن و ما بیخبریم ازش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حالا من واسه شما میگم اگه عشقتون واقعی باشه این اتفاقات می افته: قلبتون اینقدر تند میزنه انگاریکه میخواد از تدی سینتون بزنه بیرون..........یه دلهره شیرینی داری یه دلواپسی شیرین ........سرت دردمیگیره .......دستات میلرزه .........نگات همیشه به نگاش هست ..........بی اختیار جایی میشینی که اون حضور داره و هیچ احساس خجالتی نداری ........موقع سلام کردن بهش دوست داری با لبخند بهش سلام کنی .......وموقع خداحافظی گریه ات میگیره چونه هات میپره بالا ولی میخندی که کسی متوجه نشه ..........مو.قع رفتن عشقت بیقراری همش پاهات تکون میخوره ..........نگاههای یواشکی بهش میندازی .........مغروتر از همیشه میشی.......... واسه من که اینطوری بوده واسه شما ها رو نمیدونم این حالت مغروریت هم به خاطر اینه که طرف فکر میکنه عشقش یه طرفهست و اون عشقش بهش نگفته دوستت دارم ............دیوونتم.....عاشقتم |
نظرات () بهم نمیگه دوست دارم چون میترسه جنبشو نداشته باشم.......ولی اینو نمیدونستم بهم نمیگه دوست دارم چون اصلا دوستم نداشت.
همیشه با خودم میگفتم
مشکل از منه من همش بهش شک میکنم من همش اعصابشو خورد میکنم.......ولی نمیدونستم که خدا داره این شک ها رو تو دلم میندازه تا به چهره .............. پی ببرم
همیشه با خودم میگفتم
توفیق تو خوشبخت ترین مرد روی زمین هستی چون نادیا رو داری نادیارو .مهربون ترین و زیبا ترین دختر روی زمین رو داری ........ولی نمیدونستم که این دختر زیبا وخوشکل .......و ...............؟دختر روی زمینه
همیشه با خودم میگفتم
توفیق تو دیگه شو رشو در اوردی بسه دیگه مرد به خودت بیا اینقدر شکاک نباش اونیکه داره با تلفن حرف میزنه حتما دوستشه ....همونی که همش با هم هستن....همکلاسیش.........ولی اینو نمیدونستم که همکلاسی وجود نداره
همیشه با خودم میگفتم
حتما از روی کنجکاویه که اینقدر نگاه پسر ها میکنه ..اینقدر سوال های جور باجور درباره دوستام و پسر ها از من می پورسه ........ولی اینو نمی دونستم اون داره به چشم شیطانی به پسرا نگاه میکنه از روی کنجکاوی
همیشه با خودم میگفتم
بیچاره نادیاهمیشه باید اعصابش خورد بشه اگه من میدونستم این مزاحم تلفنی ها کی هستن خوب بود...پدرشون رو در میاوردم............ولی اینو نمیدونستم اینا مزاحم نیستن اینا....
نظرات ()
فکر دیروز ندارم در سر
.
بیم فردا ندارم در دل
.
چون که من می دانم
.
فردا همان دیروز است
.
که گذر خواهد کرد
نظرات () يك سوال بي جواب يك سحر با چشم خوابچه كسي گفت بخواب ؟
يك نفر در جستجوي چيزيستيك نفر در پي چرا و هي چرامن نمي دانم كه چيست ؟
آنكه آن مي جويد باز هم يك سوال بي جواب
آن طرف تر بيدار باش
سمت اين همه پرسش نرو
خواب باش
دست به شعرم نزني
گفته باشم بد مي بيني
آنچه هست و نيست را در هم مي بيني
بعد از آن گيج تر از آنچه بودي
خواب از سرت مي پرد جفنگ مي بيني
اگر دانستي از چه رو اين همه كردم سوال
آخرش شد همه اش بي جواب
آخر هر روز كلي سوال
آنقدر كردم سوال
تا خسته شد از چراها
باز هم چرا
يك توفیق با اين همه
چرا و باز هم
سوالي در پي يك چرا؟
هزارو یک سوال دارم که می خوام ازت بپرسم ؟
ایا جوابم را خواهی داد؟
چرا برام اس ام اس می زنی میگی سلام
منو میشناسی بعد یه اس ام اس دیگه می فرستی میگی منم
نادیا بهت می گم دوست دارم ولی از تو جوابی نمی شنوم
بهت زنگ می زنم می گی با لهجه شیرینت می گی
من اصلا به این شماره اس ام اس نزدم قطع می کنی .
باز دوباره سعیمو می کنم تابهت زنگ بزنم
جوابمو نمیدی تلفنتو قطع می کنی بعد می گی چه سیریش هستش این
من دوباره بهت زنگ می زنم می گی من به پسرمم اس ام اس نمی فرستم می گی من اصلا
بلد نیستم زنگ بزنم چه برسه اس ام اس
با خودم می گم نکنه اینا همش توهم یا اینکه دوباره دارن بازیم می دم
یانکنه مادرش باشه
بالاخره .......................
منم بی خیال میشم می گم رودست خوردی دوباره پسر بی خیال ؟
می خوام جوابمو بدی تو چرا اینکارو با من می کنی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه این پستم.خوندی لطفا جوابموبده
نظرات () نادیام خیلی دلم برات تنگ شده الان ساعت ۱۲:۴۵دقیقه است و من هنوز نتونستم با تو بچتم مدام به تو فکر می کنم دوست داشتم پیشم بودی خیلی حرفا تو دلمه که دوست دارم فقط به تو بگم با اینکه می دونم اگه اینجا هم بودی زبونم قفل می شد
نادیام خیلی دوستت دارم ولی نمیدونم چرا نمی تونم اینارو به خودت بگم. به خودم میگم اگه دیدیش حتمآبهش بگو چه قدر دوسش داری بگو بدون اون می میری بگو عاشقشی ولی...
وقتی می بینمش ساکت میشم هیچی نمیگم حتی نمی تونم حتی نموتنم به شصحبت کنم.
نادیام دوستت دارم کاش الان اینجا بودی کاش میفهمیدی تو دلم چه خبره ترس از دست دادنت راحتم نمی زاره میترسم یه روز از دستت بدم
نادیام.....من بی تو می میرم
نظرات () هنوز هم فراموشت نکرده ام بااین که فراموش شده ام
هنوز هم صدایت را می شنوم با این که صدایم نکرده ای
هنوز هم همه جا می بینمت با این که به دیدنم نیامده ای
هنوز هم با عشق تو پا بر جام با این که خودت را زیر بار عشق دیگری شکسته ای
هنوز هم همان طور مقدس دوست میدارمت با این که زندگی خود را به تباهی کشانده ای
هنوز هم چشمانی به اشتیاق نگاهت منتظرند با این که چشم به چشم دیگری دوخته ای
هنوز هم دلواپس دل نگرانی های توام با این که از همه آدم ها بریده ای
نظرات ()